پروانه سوخت، شمع فرو مرد، شب گذشت
ای وای من که قصه ی دل ناتمام ماند
--------------------------------
با يه عالمه آرزوی خوب, فقط خداحافظ ...
آرزو دارم اگر گل نيستم خاري نباشـم
بار بردار ار ز دوشي نيستم باري نباشم
گر نگشتم دوست با صاحبدلي دشمن نگردم
بوسـتان بهـر خليل ار نيستم ناري نباشـــم
گر که نتوانم ستانم داد ز مظلومي ز ظالم
باز آن خواهم که همکار ستمکاري نباشم
نيستم گـر نوشــدارويي براي دردمنــدي
نيز با بي دست و پايي نيش جراري نباشم
گــر نريزم آب رحمت از سبويي در گلويي
دلخوشم گر خنجري بر قلب افگاري نباشم
گر پري بگشوده دارم همچو کبک کوهساري
طعنه زن بر خــواري مرغ گرفتاري نباشــم
قيمت يه روز باروني چنده؟
يه بعدازظهر دلنشين آفتابي رو چند مي خري؟
حاضري براي بو کردن يه بنفشه وحشي توي يه صبح بهاري يه تراول بدي؟
پوستر تمام رخ ماه قيمتش چنده؟
اگه نصف روز هم بشيني به نيلوفر سوسني رنگي که کنار جاده در اومده نگاه کني بوته اش ازت پول نمي گيره.
چرا وقتي رعد و برق مياد تو زير درخت فرار مي کني؟ مي ترسي برقش بگيرت، نه، اون مي خواد ابهتشو نشون بده. آخه بعضي وقت ها يادمون ميره چرا بارون مي ياد. اين جوري فقط مي خواد بگه منم هستم، فراموش نکن که همين بارون که کلافت مي کنه که اه چه بي موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت براي نيم ساعت قدم زدن زير نم نم بارون لک مي زنه. هيچ وقت شده بگي دستت درد نکنه؟ شده از خودت بپرسي چرا تمام وجودشو روي سرما گريه مي کنه؟ اونقدر که ديگه براي خودش چيزي نمي مونه و نابود ميشه. هيچ وقت از ابرا تشکر کردي؟ هيچ وقت شده از خودت بپرسي که چرا ذره ذره وجودشو انرژي مي کنه و به موجودات مي بخشه، ماهانه مي گيره يا قراردادي کار مي کنه؟
چرا نيلوفر صبح باز ميشه و ظهر بسته مي شه؟ بابت اين کارش چقدر حقوق مي گيره؟ چرا فيش پول بارون ماهانه براي ما نمي ياد؟ چرا آبونمان اکسيژن هوا رو پرداخت نمي کنيم؟
تا حالا شده به خاطر اين که زير يه درخت بشيني و به آواز بلبل گوش کني پول بدي؟
قشنگ ترين سمفوني طبيعت رو مي توني يه شب مهتابي کنار رودخونه گوش کني. قيمت بليتش دل تومنه!
خودتو به آب و آتيش مي زني که حتي تابلوي گل آفتابگردون رو بخري و بچسبوني به ديوار اتاقت ولي اگه به خودت يک کم زحمت بدي مي توني قشنگ ترين تابلوي گل آفتابگردون رو توي طبيعت ببيني. گل هاي آفتابگردوني که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمي شه، بلکه پررنگ تر هم ميشن، لازم نيست روي اين تابلو کاور بکشي که چون خاک روشو، شبنم صبح پاک مي کنه و مي بره.
تو که قيمت همه چيز و با پول مي سنجي تا حالا شده از خدا بپرسي قيمت يه دست سالم چنده؟ يه چشم سالم چنده؟ چقدر بايد بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟ خيلي خنده داره نه؟ و خيلي سوال ها مثل اين که شايد به ذهن هيچ کدوممون نرسه؟
اون وقت تو موجود خاکي اگه يه روز يکي از اين دارايي هايي رو که داري ازت بگيرن زمين و زمان رو به فحش و بد و بيراه مي گيري؟ چي خيال کردي؟ پشت قبالت که ننوشتن. نه عزيز خيال کردي! اينا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالي به حساب حق و حقوق خودت مي ذاري، اگه صاحبش بخواد مي تونه همه رو آني ازت پس بگيره.
اينو بدون اگه يه روزي فهميدي قيمت يه ليتر بارون چنده؟ قيمت يه ساعت روشنايي خورشيد چنده؟ چقدر بايد بابت مکالمه روزانمون با خدا پول بديم ؟ يا اين که چقدر بديم تا بابت يک کاستي که از صداي بلبل ضبط کرديم تحت پيگرد قانوني قرار نگيريم، اون وقت مي فهمي که چرا داري تو اين دنيا وول مي خوري!!
------------------------------------
از م.ق برای ارسال اين مطلب متشکرم.
هر اعتقاد که تو را گرم کرد,
آن را نگه دار
و هر اعتقاد که تو را سرد کرد,
از آن دور باش!
هر مشکل که شود, از خودت گله کن:
- اين مشکل از من است!
بعضي خيال خود را به خدايي گرفته اند.
عرصه سخن بس تنگ است!
عرصه معني فراخ است!
از سخن, پيشتر آ!
تا فراخ بيني و عرصه بيني!
نمي دونم بعد از يه وقفه ي طولاني چه طور بايد شروع کرد
نمي دونم بايد از دليل نبودن گفت يا از دليل بازگشت
نمي دونم ...
ولي يه چيزو خيلي خوب مي دونم
اينکه دلم واسه ي همتون تنگ شده بود. دلم واسه نوشتن, واسه وبلاگ و واسه ي دوستاي خوبي مثل شما تنگ شده بود...
خودم خيلي خوشحالم که مي تونم دوباره از اين دريچه باهاتون حرف بزنم, شما رو نمي دونم؟!...
-------------------------
دوست دارم مثل قديما!! دوباره بهم سر بزنيد.